تاریخ : شنبه, ۱۶ حوت , ۱۴۰۴ 19 رمضان 1447 Saturday, 7 March , 2026
1

آینده روابط کابل و اسلام ‌آباد؛ تنش کنترل‌ شده یا تقابل طولانی؟

  • کد خبر : 24322
  • ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۲۲
آینده روابط کابل و اسلام ‌آباد؛ تنش کنترل‌ شده یا تقابل طولانی؟
سوسن اکبری- افزایش تنش‌ها میان کابل و اسلام ‌آباد بار دیگر آینده روابط دو همسایه پرچالش را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. روابطی که همواره میان همکاری محتاطانه و بی‌ اعتمادی عمیق در نوسان بوده، این بار به نظر می‌ رسد به نقطه عطفی رسیده است. اکنون با بالا گرفتن اختلافات سیاسی و امنیتی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است: آیا دو طرف می‌ توانند اختلافات را در قالب یک تنش کنترل‌ شده مدیریت کنند، یا اینکه روابط به سوی یک تقابل طولانی و فرسایشی حرکت خواهد کرد؟ تقابلی که پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای برای دو کشور و منطقه به همراه دارد.

آگاهان سیاسی در گفت‌وگو با آژانس بین المللی فرحت، ریشه‌ های این تنش را فراتر از یک اختلاف مقطعی ارزیابی کرده و بر ماهیت تاریخی و ساختاری آن تأکید می‌ ورزند.

معین‌الملک سمکنی، آگاه سیاسی، با اشاره به ریشه‌ های تاریخی تنش، گفت: «از وقتی که امارت اسلامی افغانستان دوباره حاکم شده، تنش‌ها بین پاکستان و افغانستان افزایش یافته است.

هدف این است که حکومت و مردم افغانستان خط فرضی (دیورند) را به رسمیت نمی‌ شناسند، ولی پاکستان آن را به حیث سرحد رسمی قبول دارد. این یک منازعه تاریخی است.»

سمکنی با نگاه به ابعاد فرامنطقه‌ای این منازعه افزود: «در این سناریو، کشورهای غربی به‌خصوص دست بالا را دارند.

آنها به خاطر ذخایر افغانستان و آسیای میانه می‌ خواهند دهلیزی ایجاد کنند تا بتوانند به مواد مورد نیاز دست یابند و همزمان سطحی را به روسیه و چین تحمیل کنند.»

به باور او، بحران کنونی صرفاً یک مناقشه دوجانبه نیست، بلکه در بستر رقابت‌ های ژئوپلیتیک منطقه‌ای معنا پیدا می‌کند.

فضل‌ الله ممتاز، تحلیلگر سیاسی، با قاطعیت بیشتر به ماهیت این تنش پرداخت و آن را «تنش مضمن» (ذاتی) خواند.

وی تأکید کرد: «تنشی که وجود دارد، بین امارت اسلامی و پاکستان نیست؛ بلکه دشمنی پاکستان با جغرافیای افغانستان، با مردم افغانستان و با فرهنگ افغانستان است.

این ادامه داشته است و هر حکومتی که در افغانستان باشد، این مشکل وجود خواهد داشت. مسئله بر سر خاک است.»

ممتاز در پاسخ به این پرسش که آیا این تنش قابل کنترل است، گفت: «یک تنش می‌تواند تنش کنترل‌ شده باشد.

اما هدف پاکستانی‌‌ ها از بمباران‌ های اخیر روشن است؛ آنها می‌ خواهند امکانات، ذخایر نظامی و دیپوها را تصرف کنند و وعده‌ای که به آمریکایی‌ ها داده ‌اند مبنی بر از بین بردن اسلحه ‌های آمریکایی را عملی سازند.»

این تحلیل نشان‌ دهنده بی‌ اعتمادی عمیق به نیات اسلام ‌آباد و پیوند بحران کنونی با تعهدات قبلی پاکستان به بازیگران بین‌المللی است.

اجمل زرمتی، آگاه روابط بین‌الملل، با نگاهی کلان به الگوی رفتاری پاکستان در چهار دهه اخیر، پیش‌ بینی خود را از آینده روابط ترسیم کرد: «تا زمانی که پاکستان در استراتژی خود نسبت به افغانستان و منطقه تغییر ایجاد نکند و از این بازی‌ها دست نکشد، این تقابل ادامه پیدا خواهد کرد.

شاید برای مدتی متوقف شود، اما باز دوباره شروع می‌ شود.»

زرمتی با اشاره به سابقه مداخلات پاکستان گفت: «شما می‌ دانید که چرا حدود چهل و پنج سال است پاکستان در امورات افغانستان مداخله می‌کند.

پاکستان کشوری است که همیشه پروژه‌ های بیرونی را تطبیق کرده است.»

این دیدگاه، بحران کنونی را نه یک واکنش لحظه‌ای، که نتیجه یک راهبرد بلندمدت می‌ داند که وابسته به اراده اسلام‌ آباد برای تغییر رویکرد است.

این تحلیل‌‌ ها در حالی مطرح می‌شود که روابط افغانستان و پاکستان در سال‌ های گذشته همواره با بی‌ اعتمادی، تنش‌ های مقطعی و اتهام‌ های متقابل همراه بوده است؛ تنش‌ هایی که بیشتر بر سر مسائل امنیتی، مدیریت مرزها و حضور گروه‌های مسلح شکل گرفته است.

در کنار این موضوعات، چالش‌ هایی چون محدودیت‌ های تجاری، بسته شدن گذرگاه‌ ‌های مرزی در مقاطع مختلف و مسئله مهاجران افغان در پاکستان نیز بارها بر پیچیدگی روابط دو کشور افزوده است.

بررسی دیدگاه‌ های کارشناسی نشان می‌دهد که آینده روابط کابل و اسلام‌ آباد در یک دوراهی قرار دارد:

۱٫ در این حالت، دو طرف با آگاهی از هزینه‌ های تقابل تمام‌ عیار، تنش‌‌ ها را در سطحی مدیریت‌ شده نگه می‌ دارند. این سناریو مستلزم آن است که پاکستان از سیاست‌ های مداخله‌ جویانه دست بردارد و افغانستان نیز تضمین‌ های لازم را در مورد نگرانی‌ های امنیتی اسلام ‌آباد ارائه دهد.

با توجه به بی‌ اعتمادی تاریخی، دستیابی به این مرحله دشوار اما غیرممکن نیست.

۲٫ این سناریو که با توجه به تحلیل اکثر کارشناسان محتمل‌ تر به نظر می‌ رسد، به معنای ادامه درگیری‌ های فرسایشی، بن‌ بست دیپلماتیک و افزایش هزینه‌ های اقتصادی و امنیتی برای دو طرف است.

در این حالت، پاکستان همچنان پروژه‌ های بیرونی را دنبال می‌‌ کند و افغانستان نیز در موضع دفاعی و مقابله‌ به‌مثل باقی می‌ ماند.

به نظر می‌ رسد تا زمانی که پاکستان در استراتژی منطقه‌ای خود بازنگری اساسی نکند و افغانستان نیز نتواند اعتماد همسایگان را در حوزه امنیت جلب نماید، چرخه معیوب تنش و بی‌ اعتمادی ادامه ‌دار خواهد بود؛ چرخه‌ای که در نهایت به ضرر ثبات و توسعه بلندمدت منطقه تمام می‌شود.

پایان

اشتراک:

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.