احمد فیصل فرمان، کارشناس علوم اسلامی به آژانس بین المللی فرحت میگوید: جامعه امروز برای “بقا، پویایی، دوام و تحرک” به صورت همزمان به هر دو حوزه علم نیاز مبرم دارد.
علوم عصری و علوم دینی مکمل یکدیگر هستند. نبود هر یک، تعادل جامعه را بر هم می زند.
مکاتب و دانشگاه ها می توانند با “برنامه ریزی متوازن در نصاب”، “ترکیب کادرهای مسلکی و متخصص” و “بکارگیری روش های نوین آموزشی” هر دو بخش را تقویت کنند.
· علوم عصری: زمینهساز رشد علمی، اقتصادی و اجتماعی.
· علوم دینی: حافظ اخلاق، هویت، ایمان و مسئولیت پذیری در جوامع.
اسحاق وکیلی، کارشناس امور اجتماعی: نبود علوم عصری منجر به “عقب ماندگی علمی، فقر، بیکاری و ناتوانی در حل مشکلات روزمره در حوزه هایی چون صحت، اقتصاد و تکنالوژی” می شود.
نبود علوم دینی موجب “بحران اخلاق، ضعف هویت، کاهش مسئولیت پذیری اجتماعی و افزایش برداشت های نادرست یا افراطی از دین” می گردد.
علوم عصری، زمینه ساز “پیشرفت، خودکفایی، نوآوری و رفاه مادی”.
· علوم دینی، نقش اساسی در “تقویت اخلاق، عدالت، همبستگی اجتماعی و آرامش روانی”.
دولت و نهادهای آموزشی باید با “ایجاد یک نظام آموزشی متوازن”، “تربیت استادان آگاه به هر دو حوزه” و “گنجاندن مفاهیم اخلاقی در کنار آموزش های علمی”، زمینه رشد سالم و همه جانبه را فراهم کنند.
ذبیح الله مجاهد در سخنرانی خود در یک مدرسه جهادی در قندهار اعلام کرد: با آمدن امارت اسلامی، زمینه برای “خدمت به علوم” (اعم از عصری و دینی) مساعد شده است و “بزرگترین پیشرفت ها” در این عرصه حاصل شده است.
اظهارات کارشناسان، بر یک اصل کلیدی تأکید دارند: علوم عصری و علوم دینی نه رقیب، که دو بال برای پرواز جامعه به سوی تعالی همه جانبه هستند.
· علوم عصری پاسخگوی “چگونگی” زندگی بهتر (از نظر مادی، تکنولوژیک و رفاهی) است.
· علوم دینی به پرسش های “چرایی” و “جهت” زندگی (معنا، اخلاق، ارزش ها و آرمان ها) می پردازد.
چالش اصلی، تبدیل این درک نظری از مکمل بودن به یک الگوی عملی در نظام آموزشی، برنامه ریزی توسعه و گفتمان اجتماعی است.
این امر مستلزم:
۱. طراحی نصاب درسی تلفیقی که در آن اخلاق علمی، مسئولیت پذیری اجتماعی (برآمده از بینش دینی) در دل آموزش علوم عصری گنجانده شود.
۲. روش شناسی آموزشی نوین در تدریس علوم دینی که قدرت تحلیل، پرسشگری و تعامل با یافته های علوم عصری را در طلاب تقویت کند.
۳. پرورش استادان و معلمان چندبعدی که قادر به پل زدن بین این دو حوزه دانش باشند.
۴. ایجاد نهادهای پژوهشی بینارشتهای برای بررسی مسائل جامعه (مانند اخلاق زیستی، اقتصاد اسلامی، روانشناسی از منظر دین) با استفاده از ابزارهای هر دو علم.
جامعهای که تنها بر یک ستون تکیه کند، لرزان و ناپایدار خواهد بود.
آینده پایدار و سربلند افغانستان در گرو سرمایه گذاری هوشمندانه، متوازن و همگرا بر روی هر دو میراث گرانبهای بشری (دانش تجربی نوین و حکمت دینی) است.
این مسیر، اگر با تدبیر و آینده نگری پیموده شود، می تواند الگویی منحصربه فرد از توسعه بومی و همه جانبه را ارائه دهد.
پایان



















