برای تبیین ابعاد انسانی این بحران، با چند تن از شهروندان مبتلا یا درگیر با این بیماری گفت وگو شده است.
صمیم که پیشتر در یک کارگاه نجاری در ایران مشغول به کار بود، در تشریح فرایند ابتلای خود گفت: «سه سال در ایران در یک کارگاه نجاری کار میکردم و همواره در معرض گرد و غبار بودم.
پس از بازگشت به افغانستان، دچار سرفه های مداوم شدم و به تدریج توان جسمی ام را از دست دادم.
در مراجعه اولیه به پزشک، تشخیص اولیه سرطان شُش بود که نگرانی شدیدی برای خانواده ام ایجاد کرد.
اما پس از انجام آزمایش های تکمیلی، مشخص شد که به بیماری سل مبتلا هستم.
خوشبختانه اکنون تحت درمان قرار دارم و وضعیتم نسبت به گذشته بهبود یافته است.»
مینا نیز از تجربه شش ماهه خود در مسیر تشخیص و درمان گفت: «حدود شش ماه پیش، وضعیتم به شدت وخیم شد.
سرفه های پیاپی و سردردهای شدید داشتم، پس از مراجعه به شفاخانه، پزشکان تشخیص سل دادند.
به مدت شش ماه تحت درمان قرار گرفتم و خوشبختانه اکنون بهبود یافته ام، در این مدت، دواهای لازم را به صورت رایگان از شفاخانه دولتی دریافت کردم.»
شبنم با ابراز اندوه از بابت فقدان فرزندش، یکی از چالش های جدی شیوع سل در محیط های بسته مانند زندانها را روایت کرد: «پسرم شش سال پیش به اتهام قتل غیرعمد به زندان افتاد و یک سال را در آنجا سپری کرد.
در مدت حبس به بیماری سل مبتلا شد. زمانی که او را برای درمان نزد پزشک بردیم، بیماری پیشرفت کرده و بدنش به شدت ضعیف شده بود.
با وجود تلاش پزشکان، متأسفانه پس از سه ماه، پسرم در سن ۲۵ سالگی جان باخت.»
ویس الرحمان رحیمی، پزشک متخصص در گفت وگو با آژانس بین المللی فرحت، به تبیین جنبه های علمی این بیماری پرداخت.
دکتر رحیمی با اشاره به ماهیت خطرناک و واگیردار سل تصریح کرد: «سل یک بیماری عفونی و ساری است که عمدتاً ریه ها را درگیر میکند، اما در مواردی میتواند غدد لنفاوی، استخوانها و حتی مغز را نیز متأثر سازد.
عامل آن باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است و از طریق قطرات تنفسی (هوا) هنگام سرفه یا عطسه فرد مبتلا به دیگران منتقل میشود.»
وی تأکید کرد که نشانه های شایع این بیماری شامل سرفه پایدار بیش از دو هفته، تب خفیف اما مداوم، تعریق شبانه، کاهش وزن بی منطق، بی اشتهایی و ضعف عمومی است.
«در مراحل پیشرفته، بیماران ممکن است خلط خونی داشته باشند که نشان دهنده شدت بیماری است.
متأسفانه بی توجهی به این نشانه ها در مراحل اولیه، نقش مهمی در گسترش بیماری در جامعه دارد.»
دکتر رحیمی عوامل زمین های مؤثر در افزایش موارد ابتلا را چنین برشمرد: «فقر، سوءتغذیه، زندگی در محیط های پرازدحام و فاقد تهویه مناسب، و دسترسی محدود به خدمات صحی، از عوامل کلیدی هستند.
همچنین افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف از جمله بیماران مبتلا به بیماری های مزمن و کسانی که در معرض فشارهای روانی اجتماعی شدید هستند، بیشتر در معرض خطر قرار دارند.»
در بخش دیگری از این گزارش، تلاش شد تا آمار رسمی وزارت صحت عامه در خصوص تعداد مبتلایان، پوشش درمانی و میزان بروز بیماری طی ماه های اخیر اخذ شود.
با وجود تماس های مکرر، مسؤولان مربوطه در وزارت صحت عامه حاضر به ارائه پاسخ و آمار بهروز نشدند.
این خود نشانهای از ضعف در نظام نظارت و شفافیت اطلاعاتی در مقابله با یکی از مهمترین چالش های صحی کشور است.
سل (توبرکلوزیس) به عنوان یکی از بیماری های مزمن و ساری، هنوز در افغانستان به عنوان یک چالش جدی سلامت عمومی باقی مانده است.
عوامل ساختاری چون فقر، سوءتغذیه، ازدحام جمعیت و آگاهی پایین مردم، مهمترین موانع در مسیر مهار این بیماری هستند.
همچنین روایت های بالینی نشان میدهد که تشخیص دیرهنگام، ابتلا در محیط های بسته (نظیر زندانها) و عدم هماهنگی میان نهادهای صحی، چرخه انتقال بیماری را تسریع میکند.
با وجود آنکه داروهای درمان سل در مراکز دولتی به صورت رایگان ارائه میشود، اما فقدان آمار دقیق، کافی نبودن مراکز تشخیصی در مناطق دوردست، و عدم پاسخگویی مقامات مسؤول، روند کنترل و کاهش موارد ابتلا را با موانع جدی روبهرو ساخته است.
کارشناسان بر این باورند که بدون اراده جدی نهادی، افزایش آگاهی عمومی و رفع موانع دسترسی به خدمات صحی، افغانستان همچنان درگیر این بیماری قابل پیشگیری باقی خواهد ماند.
پایان



















