شهروندان از وضعیت موجود ابراز نگرانی کرده و لزوم رسیدگی فوری را خواستار شدهاند.
خالد، یکی از باشندگان شهر کابل، میگوید: «بارها دیده ایم که برخی از این افراد رفتارهای غیرعادی انجام می دهند، کودکان می ترسند و مردم هم اغلب نمی دانند چگونه باید با این وضعیت برخورد کنند.»
عزیزه، بانویی که ده سال با بیماری روانی همسرش دست و پنجه نرم کرده، تجربهای روشن از اهمیت درمان ارائه می دهد: «قبلاً همسرم رفتارهای تهاجمی داشت، حتی کودکان را می زد و در بیرون با مردم درگیر میشد. تا این که او را به یک مرکز درمانی منتقل کردم، حالا سلامت اش را به دست آورده است.»
این روایت نشان میدهد که با مداخله صحیح، بهبودی ممکن است.
متخصصان حوزه های اجتماعی و روانشناسی هشدار می دهند که اقدام صرفاً انتظامی و جمع آوری این افراد، مشکلی را حل نخواهد کرد.
آصف افضلیار، آگاه امور اجتماعی، درباره پیامدهای حضور این افراد در شهر به فرحت نیوز میگوید: «این وضعیت می تواند هم پیامدهای اجتماعی (مانند ایجاد سوءتفاهم) و هم پیامدهای امنیتی داشته باشد، زیرا برخی از بیماران در شرایط بحران ممکن است رفتاری غیرقابل پیش بینی و خطرناک از خود نشان دهند.»
سباوون عزیزی، روانشناس، با نقد رویکرد صرفاً جمع آوری میافزاید: «اگر صرفاً این افراد را در کمپ هایی جمع کنیم، این کار بیشتر «پاک سازی ظاهری شهر» است و حتی ممکن است با نقض حقوق انسانی آنان همراه باشد. جمع آوری باید همراه با درمان، مشاوره و برنامه ریزی برای توان بخشی باشد.»
در واکنش به این وضعیت، نهادهای دولتی اقداماتی را آغاز کرده اند.
سیف الاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر، در این باره به فرحت گفت: «بر اساس دستور عالی قدر امیرالمؤمنین، افراد مبتلا به مشکلات روانی از تمام ۳۴ ولایت جمع آوری و به ریاست های شورای حلال احمر سپرده میشوند تا مورد حمایت قرار گیرند.»
کارشناسان و فعالان اجتماعی بر این باورند که برای مدیریت این بحران انسانی، راهکارهای زیر باید به طور جدی دنبال شوند:
۱. افزایش تعداد مراکز تخصصی درمان و توان بخشی بیماران روانی در سراسر کشور یک ضرورت فوری است.
۲. ارائه خدمات رایگان یا سیستم دارویی، روان درمانی و خدمات اجتماعی به بیماران و خانواده های آنان.
۳. اجرای کمپین های آموزشی برای کاهش انگ اجتماعی بیماری روانی و آموزش مهارت های اولیه برخورد با افراد مبتلا به جامعه.
۴. حل این مشکل پیچیده نیازمند همکاری تنگاتنگ وزارتخانه های صحت، امور داخله، شهرداری ها، نهادهای خیریه و جامعه مدنی است.
جمع آوری موقتی افراد مبتلا به بیماری روانی از جاده ها، بدون برنامه ریزی برای درمان، حمایت و پیگیری، تنها صورت مسئله را پاک میکند و ممکن است حتی به وخامت حال آنان بینجامد.
آنچه ضروری است، تدوین یک «سیاست جامع سلامت روان» است که با نگاهی انسانی و مبتنی بر علم، هم به درمان و بازتوانی بیماران بپردازد و هم امنیت و آرامش روانی جامعه را تأمین کند.
کمک به بازگشت این افراد به زندگی عادی و کاهش رنج آنان، وظیفهای همگانی و نشانهای از رشد و بلوغ اجتماعی یک جامعه است.
پایان



















