بر اساس این توافق، انویدیا مجاز است تراشه های H200 خود را به چین صادر کند؛ تراشه هایی که شش برابر قدرتمندتر از مدل H20 هستند، اما همچنان چند نسل از فناوری پیشرفته تر Blackwell عقب ترند.
این تراشه ها به اندازهای قدرتمند هستند که برای چین مفید واقع شوند، اما نه آن قدر که تهدیدی برای برتری ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی محسوب شوند.
این سیاست، معمای دیرینهای را که سالها سیاست گذاران واشنگتن را سردرگم کرده بود، حل میکند: ممنوعیت کامل صادرات، چین را به سمت توسعه فناوری های بومی سوق میدهد و در نهایت ممکن است رقیبی مستقل از فناوری آمریکایی پدید آید؛ در حالی که صادرات بدون محدودیت، ابزار لازم برای سلطه چین بر هوش مصنوعی را در اختیارش قرار می دهد.
اما راهکار ترامپ، ترکیبی هوشمندانه از کنترل و سودآوری است: فروش فناوری دیروز با قیمت فردا، با دولت آمریکا در نقش شریک خاموش.
در نتیجه:
– چین همچنان به فناوری آمریکایی وابسته می ماند؛
– انویدیا سود خود را حفظ میکند؛
– خزانه داری آمریکا بدون افزایش مالیات داخلی، سالانه میلیاردها دالر درآمد کسب میکند؛
– و ایالات متحده جایگاه برتر خود در رقابت جهانی هوش مصنوعی را حفظ میکند.
جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، به خوبی درک کرده است که پژوهشگران چینی در حوزه هوش مصنوعی از توانمندی بالایی برخوردارند و حتی بدون تراشه های آمریکایی نیز به توسعه ادامه خواهند داد.
بنابراین، بهتر است این توسعه بر پایه معماری شناخته شده انویدیا انجام شود تا بر بستری ناشناخته و غیرقابل پیش بینی.
در نهایت، این «مالیات سیلیکونی» تضمین میکند که هر پیشرفت چین در حوزه هوش مصنوعی که بر پایه فناوری آمریکایی صورت گیرد، سودی مستقیم برای مالیات دهندگان آمریکایی به همراه داشته باشد.
پایان



















